تبليغاتX
دنیای درون

گران مايه ها مي روند و پر بها تر مي گرددند و آنچه پا بر جا باقي است ارزان و مفت است اينك من از كدامم‌؟ خدايا مرا ارزان مكن مرا مفت ديگران مساز  بگذار همگي در كنارمن دست به دستم شوند و به اوج  روانه گرديم بگذار من آيينه اي شوم كه هر كس از ظن خويش، خود را در من پيدا كند ، ولي نگذار هر كس و نا كسي كه مرا شناخت از رشك ديده نشدن خود بر من فائق شود و پاي بر رويم نهد و من كه بنده ي تو هستم فقط به گناه اينكه دلم با مهر اهورايي ات رئوف گشته، نتوانم او را رسوا سازم و تنها ترحم خود را به سويش حواله كنم چراكه بر اين آگاهم كه او هم ،چون آناني كه پاي بر روي من نهادنند نزول خواهد كرد عرش كبريا جايگاهي نبود كه هر كسي بتواند بدان وارد شود.....ولي براي من شروع مجدد اسطوره اي است كه بارها و بارها آنرا تجربه کرده ام ولی هنوز نفهميدم كه بزرگ شدن من چه كسي را كوچك كرد؟  كه في الباقي آدميان از ترس اش چنين کنند . این همان اشتباه بزرگی است که حسدشان باعثش می شود پس بگذار آنان به راه خود روند و من هم به راه خود.......

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 18:5  به قلم لعیا افخمی  |