تبليغاتX
دنیای درون

 

از عشق بي زارم

 از شكستن بغض گلوي عاشقان بي زارم

از سكوت زجرآور شبهاي انتظار،

 در  پس پنجره هاي وا مانده در امتداد نگاه هاي عاشقان بيزارم

از عاشقان دلباخته ي سوداگر

از زجه هاي عاشقي كه براي دل سوخته ي خود آه اش را حواله ي معشوقش مي كند،

از صداي نم نم باراني كه به نيابت از خدا براي عاشقان

مگريد و مي غرد و جويهاي حريص شهر را سيراب مي كند از اشك خداي

بيزارم

زيرا كه با عشق خود خدايم را هم به سوگ نشاندم........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 13:6  به قلم لعیا افخمی  |