
زندگی معنا نداره بعضی ها میگن اگر عاشق بشی معنا پیدا میکنه ولی تجربه تلخ تنها معناییه که عشق برات باقی میذاره بعضی ها میگن اگر در درست پیشرفت کنی معنا پیدا میکنه ولی دکترا و در نهایت پیدا نشدن راه حلی برای اجتناب از مرگ تنها دست آورد تحصیله یعنی اینم آخرش پوچه بعضی ها میگن برو به علایقت بچسب و به هیچ چیزم فکر نکن ولی آخر علایقم محدودیته چون اصل این دنیا بر پایه محدودیته اگر میگم عاشق مرگم واسه خاطر ابهتشه واسه خاطر دنیایی ایه که بتونم با فراغ خاطر به اونچه اینجا ازم دریغ شده فکر کنم اگر میگم عاشق مرگم به خاطر رو راستیشه میاد و دستتو میگره تا آخر همراهیت میکنه ولی مثل این دنیا رفیق نیمه راه نیست ونیمجونت نمیکنه یه دفعه خلاصت میکنه شاید نتونم خیلی چیزها رو در واژه ها بیان کنم آخه من عادت ندارم زیاد حرف بزنم آخه بر خلاف رسم این دنیا که همش رو حرفه بیهودست من اهل عملم نمیدونم این روزا چی میخوام بگم ولی اینو میدونم که فقط نوشتن راحتم میکه آرومم میکنه احساس میکنم روحم به پرواز در میاد احساس میکنم وجودم دوباره ساخته میشه یه تصمیم گرفتم اینکه به هیچکس اعتماد نکنم اینکه دیگه به سمت هیچکس دست دراز نکنم اینکه غرورم رو بیشتر از عشقم دوست داشته باشم اینکه در دنیای مجازیم زندگی کنم اینکه دیگه دلم واسه هیچکس نسوزه اینکه به آینده فکر نکنم و در نهایت در اون هدفی که دارم خودم محکم استوار تا آخرش بایستم خدا رو چه دیدید شاید منم یه کارگردان حرفه ای شدم و میشم چون تا به حال به هر چیز که خواستم رسیدم و از این به بعدم میرسم این شعار منه و عملمم بر اساس همون شکل میگره از نظر من باید به هر چیز که میخوای به دستش بیاری،ایمان داشته باشی و من ایمانم خیلی قویه اینو بارها و بارها در خودم دیدم و دیدند کسایی که تایید کنن حرفمو نمیدونم این پستو چرا نوشتم ولی لازم میدونستم یه بار دیگه خودمو به خودم ثابت کنم داشتم خودم و وجودمو و توانایهامو فراموش میکردم امیدوارم هیچکس به این روزایی که من دارم میگذرونم دچار نشه ولی من دوباره مثل یک زن محکم و با ارده از پسش بر میام باید بر بیام برای گذروندن حبسی که در این دنیا دارم لازمه به خوشی بگذرونم بدیهاشو فراموش کنم برام دعا کنید که این روزا تموم بشه شاید اینبار من بتونم یه معنای حقیق و ماندگار براش پیدا کنم.....