
اینبار داستان نمینویسم ولی فردا شب حتما یه داستان هم مینویسم امروز میخوام در موردمدتی که نبودم یک برآورد داشته باشم این یک ماه تنها چیزی که بهش رسیدم این بود :
اتفاقات توی زندگی همه نشونه چیزی هستند که ما به اونها بی توجهیم هر کدوم از اتفاقات خوب و بد توی زندگی حامل پیامی هستند که به عبارتی یک جسم دارن که خود اتفاقه و يك روح كه با ما حرف ميزنه و پيام رو بهمون گوشزد ميكنه، این که امروز چرا ضربه روحی خوردیم دلیلش در وجود و عمل کرد های خودمونه و اینکه فردا چرا موفق میشیم هم دلیلش بازتاب عملکرد خودمونه جالبه گاهی موفقیتهامون انقدر خوشحال کننده است که ما رو مست شادی جسمش میکنه و از روحش و ابعادی که میتونه زمینه ساز موفقیتهای بعدیمون باشه غافلمون ميكنه و همين علتي ميشه که بهترین موقعیتهای از دست دادمونو به گردن زمونه و اجتماع و اطراف میندازیم و یادمون میره که در درجه اول بی اهمییتی خودمون به اطراف باعث این همه دکه زدن یا حتی شکستهای بعدیمون شده ، توی زندگیم همیشه به دنبال غم بودم و همين باعث ميشد كه به سمت غصه ها بيشتر كشيده بشم آخه من در بچگيم يعني درست زماني كه نوزاد بودم و ميتونست شادي اطرافيانم زمينه ساز يك روحيه بشاش و يك انسان مثبت بشه به دليل از دست دادن دو عضو نزديك خانوادگيم يعني خالم و مادربزرگم اونم درست با فاصله دو ماه از هم تاثير روحيه پر از غم و اندوه مادرم بر من بازتاب داشته و مرا به يك انسان بسيار حساس و شكننده تبديل كرده ولي در كنارش خدا در من قدرتي قرار داده كه از هر لحظه شكست در زندگيم ميتونم دوباره از صفر شروع كنم شروع من از صفر به اين معنا نيست كه گذشته را فراموش ميكنم يا ضربه هايي كه اطرافيانم به من زدند فقط تنها چيزي كه اين وسط قرار داره اينه كه سعي ميكنم به عملكردهاي خودم هم توجه كنم درسته كه ما از اطرافيانمون ضربه ميخوريم ولي ضربه اي كه ميخوريم بازتاب عملكرد خودمونه ما عشق ميورزيم و دچار تنهايي ميشيم و به سرعت به اين مسئله در ذهنمون كمك ميكنيم كه عاشق تنهاست و معشوق بي وفاست ولي مسئله اينجاست عشق يك انگيزه است يعني تمامي غرايزي كه در ما قرار داده شدن يك انگيزه اند و همگي يك هدف رو دنبال ميكنن كمال از نظر من رسيدن به كمال از هر طريقي ممكنه يكي ولي اون چيزي كه خودم تجربه كردم(البته منظورم رسيدن به كمال نيست چون من هنوز تازه بعد از 22 سال راه رو پيدا كردم! ) اينه كه اگر از جاده عشق به همراه چشم دل گام برداري نيازي به پياده روي زيادي نداري شايد حتي به پرواز در آيي!
اگر دستتونو از روي گوشتون بردارين و سعي کنید چشمای متعصبانه به شخصيت كنونيتون روباز کنید،میفهمید ولی اگر اینچنین نکنید، نتيجه تمام حرفهاي من، در حد يك نيشخند با يك جمله اينچنيني خواهد بود و بس" برو بابا دلش خوشه" ، ولي عيبي نداره بگذاريد از دلخوشي هايم بگويم ، بعد از مدتها كه پاي غمها و دردهاي دل من نشستيد دوست دارم دوست لحظه لحظه هايم باشيد شادي و غم در كنار هم معنا پيدا ميكنن پس بگذاريد گوش شما پيامي رو كه هر اتفاق ساده در زندگيتان ميافتد بشنود و ذهنتان به رويدادهاي بزرگ و كوچك زندگيتان مثل برخورد ناگهاني تكه سنگي به سرتان از سمت پسر بچه اي كه هدفش شما نبوديد، متمرکز شود(خدا رو چه دیدید شاید اگر اون لحظه که در فکر خود فرو رفته بودید و غرق در تفکراتتون بی توجه به پسربچه ای که اطراف شما بازی میکند را ه میرفتید و اون سنگ به سر شما برخورد نمیکرد شما به مسیر خود ادامه میدادید و دچار یک حادثه بدتر میشدید مثل یک تصادف!) ما از نسل ايرانيم از نسل زرتشت اولين ديني كه در ايرانشهر متولد شد اولين پيامبري كه سه جمله كوتاه کلیدی برای رسیدن به کمال و موفقیت گفت :گفتار نيك ، پندار نيك، رفتار نيك ولي ما فقط شعار داديم ! هميشه بر اين باوريم كه همه چيز با من سر لج دارد ولي به رفتار لجوجانه خود نمي انديشيم هميشه ديواري كوتاه تر از اطرافيانمان كه مجبورند اشتباهات ما را بر دوش بگيرند پيدا نميكنيم! همه در حق ما بدي ميكنند بي آنكه به اين توجه كنيم كه ما چه كرديم؟! اگر ما خوبي كرديم ولي بالعكس بدي ديديم دليلش اينه كه شايد طرف مقابل ما احتياجي به خوبي ما نداشته و صرفا قصدش از درد دل كردن لحظه ای خالی کردن خود پیش ما بوده و بس ولي ما مثل يك فرشته نجات كه هميشه توقع داشتیم یکی در مقابل غم خودمون این نقشو ایفا کنه خودمون رو بی اجازه وسط ميندازيم و ميشيم بطمن 4 يا مرد انكبوتي n من خودم رو مثال ميزنم هميشه توي زندگيم چه اونهايي كه حكم دوست رو برام داشتن و چه کسانی که دوستشان داشتم انقدر دورش تار تنيدم و محبت كردم كه طرف تنها آرزوش شده بيرون جهيدن از تاري كه من اطرافش با محبتهاي زياديم و هر چيزه ديگه تنيدم حالا درسته بعد از اين كه بيرون ميرن قدر گرماي جايي رو كه از دست دادن ميفهمن ولي تو رو به خدايي كه ميپرستيد من خودمم مثل شماهايي هستم كه الان با خوندن اين مطلب تا حدي تایید میکنید گرچه عقيده دارم تا به كمال نرسيم همگي همين طوريم فقط هدف متفاوته يكي درسش ميشه هدف برای تنيدن تار، يكی شغلش، يكي دوست پسرش يا دخترش يكي زنش يا شوهرش يا مادرش يا پدر و.... اصلا هيچ از اون كسي كه براش خودتونو ميكشين پرسيدين كه تمايلي به اين شلوغ بازيهاي شما داره يا نه! بابا چشماتونو باز كنين اين كمبودهاي خودتونه كه در ديگري جبران ميكنيد پس لطفا منتي سر كسي كه از شما محبت نخواسته و خواست خودتون بوده نگذارين ! فكر نكنين ميخوام شما رو با حرفهاي تلخ (از اين بابت ميگم تلخ كه ميدونم آدم با صورت واقعي خودش خيلي معذب ميشه و براي همين ميگن حقيقت تلخه اينم يه اشتباه ديگه حقيقت تلخه چون همه ما چشمانمون رو به دنيايي كه تك تك اجزاش روي حساب و كتاب چيده شده بستيم و خودمونو به دست روياهامون و عقده هاي درونيمون سپرديم در ضمن من فقط منظورم آدمهاي دور و اطرافم نيست من اين حرفها رو روزي چند بار براي خودمم ميزننم در درونم كه يادم نره نبايد غصه اتفاقي رو بخورم كه خودم باعثش بودم و حتي بايد خوشحال باشم چون اگر غمم به دست خودم ميسره شاديمم به دسته خودم ميسره روحيه رو حال كنين!
اینم از داستان غیبت چند ماهه من